آرشیو برای: "شهریور 1393, 26"
هرگز فکر نکنید...
نوشته شده توسطاحمدي 26ام شهریور, 1393عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد.
دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده و گربه در آن آب میخورد.
دید اگرقیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب می شود و قیمت گرانی برآن می نهد.
لذا گفت: عمو جان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن… بیشتر »

