آرشیو برای: "خرداد 1393, 29"
چادر یا چفیه
نوشته شده توسطاحمدي 29ام خرداد, 1393آنان چفیه داشتند... من چادر دارم....
من چادر می پوشم، چادر مثل چفیه محافظ من است...اما چادر از چفیه بهتر است....
آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...
آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی ش… بیشتر »
میزبان کریم است و ...
نوشته شده توسطاحمدي 29ام خرداد, 1393خیلی چیزها شاید از ادراك آدمی بدور باشه... ممكنه هنوز فرصتش پیش نیومده تا خودتو در اونجا احساس كنی در حالیكه میتونی دلت رو از همینجا روانه كنی به حرم آقا... آره ! وقتی با معرفت و توجه، با چشم دل و خلوص نیت قدم بگذاری به حرم معطر و مطهر آقا امام رضا، اطم… بیشتر »
زیبایی
نوشته شده توسطاحمدي 29ام خرداد, 1393دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد وبه کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد ویاد حرف پدرش افتاد"اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"
دخترک ب… بیشتر »
عذر خواهی
نوشته شده توسطاحمدي 29ام خرداد, 1393عذر خواهی همیشه بدان معنا نیست که تو اشتباه کردهای و حق با آن دیگری است.
گاهی عذر خواهی بدان معناست که آن رابطه بیش از غرورت برایت ارزش دارد. بیشتر »
مراقب قلب ها باشیم
نوشته شده توسطاحمدي 29ام خرداد, 1393وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم
پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم
وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم
و همچنان تنها می مانیم
هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند بیشتر »

