آرشیو برای: "تیر 1393, 24"
اشک!!!
نوشته شده توسطاحمدي 24ام تیر, 1393آقا جان...
اشک هایم را ببین،
حکایت عجیبی دارد این “اشک”،
کافیست حروفش را به هم بریزی تا برسی به “کاش” !
السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا(ع)، گرچه دل
تنگ حرمت است اما ...،
هر چه تو بخواهی ... بیشتر »
میم مثل مادر
نوشته شده توسطاحمدي 24ام تیر, 1393در آشپزخانه چند بار دستانت را سوزاندي؟!
چندبار دستانت را بريدي؟!
تا من بزرگ شوم ...
و من به جاي بوسه بر دستانت،
هر بار دلت را شکستم
و باز هم تو با بخشش های بیکرانت مرا شرمنده ی خودت کــــردی،
زیباترین فرشته ی من!
مادرم بی بهانه دوستت دا… بیشتر »

